لينک ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 15:51  توسط عباس طاهری
|
|
|
|
"هنگامی
که سخن از تاریخ ایران میرود باید به این نکته توجه داشت که آیا منظور
تاریخ اقوام و مردمانی است که از سرآغاز تاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی
ایران امروزی زیستهاند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی
از آنجا ایرانی میخواندهاند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز
و سرزمینهایی که از دیدگاه تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بودهاست
زیستهاند.هنگام سخن از تاریخ ایران بیشتر مورد دوم مقصود است. به همین
دلیل گاه تاریخ ایران را از ورود آریاییها (که نام ایران نیز از ایشان
گرفته شدهاست) به فلات ایران آغاز میکنند. ولی این هرگز به این معنی
نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بودهاست.
پیش از ورود آرییایان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این خطه شکفته
و پژمرده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا...." شاید
بسیاری باور ننمایند که از سال سیام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه
ساسانی است تا سال ۱۳۴۴ه.ق(=۱۳۰۴ه.خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان میباشد
در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه
استقلال پادشاهی کردهاند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و
مغولان و صفویان و نادر شاه را میتوان گفت که بر سراسر ایران حکمروا
بودند. از دیــــــگران طاهریان، سامانیـان، صفاریـان، غزنویـان،
بویهـیــان، خوارزمشـاهیـان، قرهقویـونــلویــان، آققویونلویان، زندیان،
قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر
فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندانهای کوچکی نبودند که هر کدام بر یک
یا دو ولایت فرمانروا بودند. (شهریاران گمنام، احمد کسروی، ص۱۰) * جمهوری اسلامی ایران (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیانگذار آیت الله خمینی من
که کنجکاویم تحریک شده بود روی جمهوری اسلامی کلیک کردم تا توضیحات جمهوری
اسلامی رو بخونم... جالب ابن که هیچ توضیحی درباره جمهوری اسلامی نبود
بلکه لینک نظام جمهوری اسلامی وجود داشت که منم کلیک کردم: |
لينک ثابت نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 14:27  توسط عباس طاهری
|
|
|
|
آنچه میخوانيد نامه صوتی امام موسی صدر خطاب به دكتر صادق
طباطبايی است كه شب عزيمت به آلمان برای تحصيل بر روی نوار ضبط و همراه او شده است بسم الله الرحمن الرحيم، صادق عزيز؛ شب سهشنبهای است كه تصور
ميرود، فرداي آن ما را ترك كرده به سوي آلمان، يعني كشوري كه تا حد زيادي فعاليت در
آن در سرنوشت تو مؤثر است، بشتابي. حالت فعلي ما را كه مشاهده ميكني: شبي است و نيمه
شب، همه در خواب برفتند و شب از نيمه گذشت، ميزي، چراغي، اجتماعي و سيگار همايي! تصور
ميكني كه اين منظره، اين صدا و اين حالت، با گذشت امشب محو ميشود؟ ابدا! خود اين
ضبط صوت بهترين سند و گوياترين شاهد براي ابدي بودن موجودات در اين جهان است. صداي
من را اين ضبط صوت در خود ثبت ميكند و به همراه تو، و در شبهاي تو، و در روزهاي تو،
به گوش تو فرو ميخواند. جهان ما ضبط صوت بزرگي است كه صداي ما، و هر كلمهاي كه از
ما صادر ميشود، را ثبت ميكند. هر حالتي كه از ما به وقوع بپيوندد ضبط ميكند، و هر
عملي كه از ما صادر شود، در خود نگه ميدارد. در قرآن به اين آيه بر ميخوريم: «و ما
تكون فی شأن و ما تتلوا منه من قرآن و لا نعملون من عمل الا كنا عليكم شهودا». همه
افعال و اقوال و حالات، در كتاب الهي، يعني اين ضبط صوت بزرگي كه همه چيز را در خود
ضبط ميكند، مسجل و يادداشت میشود. همه چيز محفوظ ميماند تا روز حساب. مقصود من از روز حساب نه تنها حساب قيامت است و جزاي الهي!
مقصود حساب زندگي نيز هست. تصور كنيم كه دو نفر راهي را ميپيمايند. اولي قدمي بر ميدارد
و قدمي ميگذارد؛ گاهي ميخوابد و گاهي باز ميگردد؛ گاهي چرت ميزند و گاهي آرام ميرود.
ديگري ساعات خود را هدر نميدهد و به سوي هدف خود ميشتابد. بديهي است كه دومي زودتر
به مقصد ميرسد و اولي يا به هدف نميرسد و يا ديرتر! آيا ميتوان شك كرد ساعاتي كه
بر اين دو گذشته، و حالاتي كه اين دو در اين ساعات داشتهاند، در سرنوشت آنها بيتاثير
است؟ چگونه ميتوان فرض كرد گامي را كه يكي از این دو تن در آن لحظه برداشتهاند، در
حساب آخر و در روز برداشت محصول بیاثر بوده است؟ به طور كلي آنچه از ما صادر ميشود، آنچه مي گوييم و آنچه مي
شنويم، مجسم و متبلور شده، و به صورت جزاي اعمال در اين جهان و آن جهان بدست ما داده
مي شود. آن روز است كه به تعبير قرآن مي گوييم: «ما لهذا الكتاب لا يغادر صغيره و لا
كبيره الا احصاها». امتحانات خود نمونه زنده اي از حساب الهي است. و همچنين شاهد صدقي
بر نتيجه اعمال ما در سعادت زندگي ماست. تصور مي كنم كه دقت در اين بحث اگر با اقتناع توأم باشد، و
اگر طغيان و عنفوان جواني بر اين تفكر پرده اي نيندازد، با كمال وضوح می بینیم، سفري
را كه با اين رنج براي تو فراهم شده است، ايامي را كه با نهايت تلخي بر خويشان تو مي
گذرد، بسيار گرانبهاتر است از آنكه به هدر رود، و يا در ترسيم آينده تو بي تأثير باشد.
فكر مي كنم كه اگر ممكن بود كسي تمام عمر را به تلاش و فعاليت، و به قدم برداشتن در
راه حق و خير و صلاح صرف نمايد، حتما جز اين شيوه عقل و آيين منطق نبود. ولي چه بايد
كرد كه انسان خسته ميشود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولي به قدري كه نمكي در طعام باشد،
نه آنقدر كه غذا را شور كند! و نه آنقدر كه هدف از زندگي انس و تفريح باشد، و درس چون
آبي و چون صورتي و ماسكي بر زندگي انسان قرار گيرد. درباره رعایت مسائل ديني، تصور مي كنم همين مقدمه اي گفتم كافي
باشد. مطالعه و رعايت صلاح ابدي همان قدر مهم است كه رعايت صلاح و سعادت آينده زندگي.
و چه بسا سعادت ابدي بسيار پر اهميت تر از سعادت 50 سال يا 40 سال زندگي به حساب آيد.
هر چند كه اين دو مصلحت با يكديگر تفاوتي ندارند. در دين اسلام دنيا و آخرت يك مفهوم
و يك واحد را تشكيل مي دهند. در قرآن كريم به اين موضوع چنين اشاره شده است: «من عمل
صالحاً من ذكر و انثي و هو مومن ملنحییه حياه طيبه و لنجزينهم اجرهم احسن ما كانوا
يعملون". آنانكه رفتار نيك و ايمان به خدا دارند، زندگي گوارا و جزاي آخرت مطبوع
در انتظار آنان است. دنيا و اخرت در نظر اسلام از هم جدا نيست. راه صحيح راهي است كه
سعادت آينده انسان و سعادت ابدي او را در آن واحد، تحصيل كند. بسيار آسان است كه انسان
راهي را كه مي رود، با قصد صالح به جاي آورد. همانطور كه روزي مي گفتم، انسان نقاط
گوناگون و عناصر مختلفي در وجود خود دارد. اگر بتواند راهي را انتخاب كند كه تمام عناصر
او ارضاء شود، آن راه موفقيت آميزتر است. چه با نيروي بيشتر و متمركزتري به سوي هدف
مي شتابد. طبيعي است كه اگر از درس خواندن، كار كردن، مدرسه رفتن و حتي از خانه دار
شدن و اداري بودن قصد صالح داشته باشيم، همه اين كارها را مي توانيم در سلك عبادت قرار
دهيم. عبادت به نماز و روزه منحصر نيست. پيغمبر اسلام به ابي ذر كه
يكي از نزديك ترين صحابه اوست مي گويد: «حتي در خواب و خوراك قصد قربت داشته باش».
آري؛ خواب و خوراك از لوازم زندگي انسان است. سبب تأمين نيرو براي انسان مي شود و موجب
مي گردد كه انسان بتواند با نشاط بيشتري در راه خير، در راه صلاح مردم، در راه كمك
به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراكي كه با قصد قربت و با تصميم بر كار نيك انجام
گيرد، عبادت است. سفر كردن براي تحصيل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع
و خانواده همراه باشد، و اگر به قصد حفظ حيثيت انسان و تأمين آسايش همنوعان صورت گيرد،
جهاد در راه خدا محسوب ميشود. آنگاه اين قصد سبب مي گردد كه انسان در اين راه با دقت
بيشتري قدم بردارد. چه بسا وجود اين قصد انسان را محدود مي كند، ولي راه موفقيت آميز
تر و نتيجه بخش تر است. درآيه ديگر مي خوانيم: «يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و
للرسول اذا دعاكم لما يحييكم». دعوت پيغمبر را سبب زندگي شمرده است. با كمال تاسف متدينيين
امروز معتقدند كه دين فقط براي مرگ است. به اين سبب، جوانان كه تصور مي كنند دين با
راه زندگي، با كار و كوشش، و با تلاش براي تأمين آينده هماهنگي ندارد، از دين اعراض
مي كنند. در حاليكه به طور مسلم مي توان گفت، اسلام و يا هر دين خدايي، هيچ يك از غرائز
اصلي و احتياجات ضروري انسان را منع نكرده است! از خوردن و آشاميدن جلوگيري نكرده است.
بلكه گفته است، راه صحيح را براي خوردن و آشاميدن انتخاب كنيد! تجاوز نكنيد! افراط
در خوردن نكنيد! عينا همان ترتيب را در غريزه جنسي انسان مشاهده مي كنيم. به هيچ وجه
از اين غريزه منع نشده است. در اسلام جلوگيري از اين غريزه، و ساير غريزه هاي زندگي
انساني، رهبانيت ناميده شده و گفته شده است: «لا رهبانيه في الاسلام». ليكن از تجاوز
به ناموس غير و از افراط در اين امر منع شده است. اين غريزه نيز مانند خوردن و آشاميدن
است. بهره بردن از زيباييهاي زندگي، و بهره بردن از نعمتهاي الهي، به طور معقول و منطقي
نه تنها بي اشكال است، بلكه در بسياري از آثار وارد از اهل بيت ديده ميشود كه مرغوب
و محبوب خداوند است. پس مي توان راهي را رفت كه بدن انسان لذت برد، روح انسان شاد باشد،
افكار انسان آرامش يابد، و در عين حال خويشان انسان خوشنود باشند. چه امتيازي مي شود
داد به كسانيكه يك قسمت بزرگ از وجود خود، يعني فطرت خداجويي را كنار گزارند، و يا
غرق در شهوات شوند، و يا از حريم اجتماع و زندگي اجتماعي كناره گيرند؟ درس بايد خواند؛ مرد اجتماع بايد بود؛ در عين حال مرد ديندار
هم مي توان بود! همه اينها با هم جمع مي شوند. بلكه همه اينها يك راه است. آرامشي
كه در نتيجه نماز، و رضايتي در نتيجه روزه، براي انسان حاصل مي آيد، نه تنها زحمت مختصري
كه در راه به پا داشتن اين عبادات مي كشد را جبران مي كند، بلكه آرامش، آسايس و نوري
در قلب انسان پديد مي آورد، كه توفيق وي را در هدفهاي تحصيلي او نيز تامين مي كند.
تصور مي كنم كه با كمال وضوح مي توان دريافت، كه عبادات با تمرين، بسيار آسان مي شود.
انساني كه خاشع بود، با كمال سهولت به عبادات مختصري كه از طرف خداوند بزرگ به او تكليف
شده است، گردن مي نهد. آنچه مي توانم بر مطالب گذشته خود بيفزايم اين است، كه هرگاه
اشكالي در يكي از بحثهاي ديني بر تو و يا براي يكي از دوستانت پيش آمد، با نهايت خوشوقتي
آمده جواب دادن به آنها هستم. اصولا اين قسمت از مكاتبات را از بهترين وظايف خود مي
دانم. تو خود مي داني كه در هفته متجاوز از 7 ساعت در مدارس اينجا و بيروت با جوانان
سر و كله مي زنم. به آنها گفته ام كه در سالن را مي بنديم، و دهانها را مي گشاييم.
آنچه مي توانيد سؤال كنيد. و من آماده پاسخ دادن به آنها هستم. به نظر من، سعي در اصلاح
جوانها بسيار ارزشمندتر از سعي در اصلاح بزرگسالان است. چه آنها با عبادت خوي گرفته
اند. و چه از آنها اميدي براي ساختمان مستقبل (آینده) نيست. آينده ما به دست تو و امثال
تو از جوانهاست. اميدواريم كه از تنگ نظري قديميان، و از تندروي امروزيان، كه نتيجه
و عكس العمل آن افراط بوده است، بر حذر باشيد. اميدواريم كه دنيايي كه نسل شما مي سازد،
دنيايي آزاد و آباد و آسوده باشد. دنيايي باشد كه در آن عدل و حق و خير، همراه ايمان
و علم ديده شود. دنيايي كه ما بتوانيم ايام پيري خود را با كمال راحتي و آسایش در آن
بگذرانيم، و اميدوار باشيم كه فرزندانمان آينده اي سعادتمند دارند. تو را به خدا مي سپارم، و با اين جمله از تو خداحافظي مي كنم:
اميدوارم كه هميشه خوش و موفق باشي، و ما را فراموش نكني! اين آيه را به وسيله اين
نوار در گوش تو مي خوانم: «ان الذي فرض عليك القرآن لرادك الي معاد » و الله خير حافظا
و هو ارحم الراحمين. اين آيه خطاب به پيغمبر است و او را بشارت مي دهد، خدايي كه قرآن
را بر تو نازل و واجب كرده است، به طور حتم تو را به سرانجام مقصود مي رساند. او بهترين
پناهنده و مهربانترين مهربانان است.آري؛ راهي كه پيغمبر مي رود، راهي كه در راه حق
و خير و عدل باشد، قدمهايي كه با تدبير و با علم توأم باشند، حتما به سرانجام خواهند
رسيد. اين آيه براي ما تفألي است از وضع أينده تو؛ خداحافظ و نگهدار تو |
لينک ثابت نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:25  توسط عباس طاهری
|
|
|
|
بسم الله زمان خیلی زود می گذره و آدما بزرگ و بزرگ تر می شن... اما من همیشه فکر می
کردم که بزرگترامون برای ما چه جوری برنامه ریزی کردن و به چی فکر می کنن... چن وخت پیش یه بازی دیدم که کلی منو کوبیده به طاق... و البته به عمق برنامه
ریزی بزرگترامون برای خودمون پی بردم... بازی ghost recon که البته الان ورژن دومش تازه اومده داستان بازی داستان اینجوریه: روسیه به گرجستان حمله می کنه و هرچه گرجستان
تقاضای آتش بس می ده روسیه توجه نمی کنه... بعد امریکا نیرو هایش را به حمایت از
مردم مظلوم گرجستان وارد عمل می کنه و باقی قضایا... راستی! شما یه عنوان یک نیروی
نظامی دلتا با وحشیگری های روسیه دست و پنجه نرم می کنید... سوال: حالا تصورات بچه هایی که این بازی را می کرده اند از جنگ الان گرجستان و
روسیه چیه؟... |
لينک ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 14:55  توسط عباس طاهری
|
|
|
|
حاميان واقعي كارادزيچ جام جم آنلاين: وقتي
رادوان كارادزيچ، رهبر صربهاي بوسني پس از 11 سال فرار از چنگال عدالت
نزديك به 2 هفته قبل بازداشت شد موجي از خوشحالي بوسني وهرزگوين را كه
شاهد قساوت بيحد و حصر صربها در حق مسلمانان بوده است، درنورديد. بوسنياييها
كه خشونت جلادانه شبهنظاميان صرب در جريان منازعات مسلحانه سه ساله 1992
تا 1995 بوسني وهرزگوين چون دريده شدن شكم زنان باردار، قتلعام مردان و
نوجوانان ذكور و تعرض به زنان بوسنيايي را هنوز از ياد نبردهاند شادمانه
به دام افتادن كارادزيچ را جشن گرفتند. كارادزيچ
به فاصله كوتاهي پس از دستگيري بر اساس تصميم دولت صربستان در اختيار
دادگاه بينالمللي رسيدگي به جنايات جنگي در يوگسلاوي سابق (ICTY) گذاشته
شد تا به سزاي آنچه مرتكب شده است، برسد اما سوالي كه در اين بين بيجواب
مانده اين است كه آيا اين دادگاه به علل شكلگيري بحران بوسني، دستهايي
كه به خصومتهاي قومي در يوگسلاوي سابق دامن زدند و علل و عواملي كه موجب
شد كارادزيچ بهرغم تلاش همهجانبه و هماهنگ دستگاههاي اطلاعاتي غرب 11
سال از تيغ قانون در امان ماند هم خواهد پرداخت يا نه؟ پ/ن:
یادم می آید زمانی که مرتبط با قضایای بوسنی بودم همیشه این سوال ذهنم را
مشغول کرده بود که این موجوداتی که با سر کودکی که از شکم مادرش با سرنیزه
بیرون آورده شده و ذبح شده بازی هیجان انگیز و پر هوادار فوتبال را بازی
می کنند چه احساسی دارند؟ برای این موجودات ترجیه چه مجازاتی را می دهید؟
من ترجیه می دهم (همانطوری که در مورد صدام هم ترجیه می دادم) این موجودات
را داخل یک اتاق شیشه ای بگذارند داخل یک موزه مثل لوور تا ملت بیاییند
ببینند چه موجوداتی می توانند در قالب یک آدم تجسم پیدا کنند... |
لينک ثابت نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 11:24  توسط عباس طاهری
|
|
|
|






